Thursday, August 9, 2012

قانون اصول محاکمات مدنی

قانون اصول محاکمات مدنی
باب اول
فصل اول: احکام عمومی
ماده 1: این قانون به تأسی از حکم ماده (108) قانون اساسی جمهوری افغانستان به منظور تنظیم امور مربوط به قضاوت و طرز رسیدگی قضایای مدنی در محاکم جمهوری افغانستان وضع گردیده است.ماده 2: اهداف اساسی این قانون قرار ذیل است:
1:
رعایت تساوی حقوق اتباع و تطبیق احکام قوانین جمهوری افانستان در قضایای مدنی.
2:
تنظیم رویه عادلانه در جلسات قضایی.
3:
تعیین حدود حقوق و وجایب طرفین دعوی، شهود و اهل خبره.
4:
تنظیم طرق العمل شهادت و ارزیابی اسناد قانونی، قراین قاطعانه، قوانین مستنبطه و اسباب حکم.
5:
تنظیم امور مربوط به استیناف خواهی، فرجام خواهی و تجدید نظر به فیصله‌ها و قرارهای نهائی محاکم.
6:
تسریع رسیدگی دعاوی مدنی.ماده 3: رسیدگی به دعاوی مدنی از صلاحیت محاکم جمهوری افغانستان است.ماده 4: اصطلاحات آتی در این قانون معانی ذیل را دارد:
1:
قاضی: شخصی است که حکم می‌کند.
2:
محکوم له: شخصی است که به نفع او حکم شده باشد.
3:
محکوم علیه: شخصی است که به ضرر او حکم شده باشد.
4:
محکوم به: آنچه که موضوع حکم قرار گرفته باشد.
5:
طریق حکم: طرز و روش اصدار قرار و فیصله است.
6:
قضا: حکمی است که توسط قاضی به الفاظ و کلمات مخصوص به صورت قطع وجزم صادر می‌شود.
7:
حکم: قضاوت قاضی است به اینگونه الفاظ صادر می‌شود که حکم نمودم تو .... در موضوع ... ملزم می‌باشی و حکم خود را به رد و یا سپردن مدعی بها تصیح نماید. و یا حکم کردم که در مدعی بها به مدعی علیه مزاحم مباش.
8:
قضایاي الزام: حکم بر ثبوت مدعی بها است.
9:
قضای بالترک: حکم بر عدم اثبات است.
10:
استیناف خواهی: آن است که محکوم علیه به حکم صادره محکمه شهری، ناحیوی، ولسوالی یا علاقه‌داری قناعت ننموده شکایت و اعتراض خود را به محکمه ولایت و یا محکمه لوی ولسوالی تقدیم نماید.
11:
فرجام خواهی: آن است که محکوم علیه به حکم صادره محکمه ولایت یا محکمه لوی ولسوالی قناعت ننموده شکایت یا اعتراض خود را به دیوان مربوط ستره محکمه تقدیم نماید.
12:

Thursday, May 10, 2012

جلد سوم قانون مدنی افغانستان

کتاب سوم
ارکان بيع
مبحث اول مبيعه
ماده 1035-
(1) عقد بيع عبارت است از تمليک مال از طرف بايع به مشتري در مقابل ماليکه ثمن مبيعه باشد.
(2) در عقود معينه ارکان خاص هر عقد علاوه بر ارکان عام که در مبحث اول قسمت اول عقود ذکر شده رعايت مي گردد.
ماده 1036-
بيع عين به پول بيع مطلق وبيع پول به پول بيع صرف وبيع عين به عين مقايضه شناخته مي شود.
ماده 1037-
بيع به ايجاب وقبوليکه معني تمليک وتملک را افاده نمايد با تعيين مبيعه وثمن منعقد ميگردد.
ماده 1038-
مبيعه بايد موحود ،مال داراي قيمت ومقدور التسليم بوده نزد مشتري طوري معلوم باشد که جهالت فاحش را نفي کند .
ماده 1039-

Wednesday, May 9, 2012

قانون اساسی افغانستان

فصل اول
دولت
ماده اول
افغانستان،‌ دولت جمهوري اسلامي، مستقل، واحد و غير قابل تجزيه مي باشد.

ماده دوم

دين دولت جمهوري اسلامي افغانستان،  دين مقدس اسلام است.
پيروان ساير اديان  در پيروي از دين و اجراي  مراسم ديني شان در حدود احكام قانون آزاد  مي باشند.
ماده سوم
در افغانستان هيچ قانون نمي تواند مخالف معتقدات  و احكام دين مقدس اسلام باشد .
ماده چهارم
حاكميت ملي در افغانستان به ملت تعلق دارد  كه به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال مي كند.
ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادي كه تابعيت افغانستان را دارا باشند. ملت افغانستان  متشكل از اقوام پشتون،  تاجك،‌ هزاره، ازبك،  تركمن،‌ بلوچ،‌ پشه يي،  نورستاني،  ايماق، عرب، قرغيز، قزلباش ،گوجر، براهوي، وساير اقوام مي باشند.
برهر فرد از افراد ملت افغانستان كلمه افغان اطلاق مي شود .
هيچ فرد از افراد ملت از تابعيت افغانستان محروم نمي گردد.
امور مربوط به تابعيت وپناهندگي توسط  قانون تنظيم مي گردد.

جلد چهارم قانون مدنی افغانستان


جلد دوم قانون مدنی افغانستان

کتاب دوم
حق
باب اول

احکام عمومي

ماده 484- 
حقوق مالي به حقوق عيني وشخصي تقسيم مي گردد.
ماده  485- 
(1) حق عيني عبارت است از تسلط مستقيم شخص برذات  عين که توسط قانون اعطامي گردد.
 (2) حقوق عيني ،اصلي يا تبعي ميباشد.
ماده  486 -
 حقوق عيني اصلي عبارت است از حقوق تصرف وانتفاع بر عين که منحصر به حقوق آتي مي باشد:
1- حق ملکيت رقبه ومنفعت عين .
2- حق ملکيت منفعت عين بدون ملکيت رقبه .
3- حقوق ارتفاق .

جلد اول قانون مدنی افغانستان

كتاب اول
قانوني مدني
باب تمهيدي

فصل اول

تطبيق قانون

قسمت اول

قانون و حق

مبحث اول ـ  ساحه تطبيق قانون

ماده 1 ـ‌
(1)‌در مواردي كه حكم قانون وجود داشته باشد، اجتهاد جواز ندارد.
احكام اين قانون باعتبار لفظ و يا فحواي آن، قابل تطبيق مي باشد.
(2)در موارديكه حكم قانون موجود نباشد، محكمه مطابق باساسات كلي فقه حنفي شريعت اسلام حكم صادر مي نمايد. كه عدالت را به بهترين وجهه ممكن آن تامين نمايد.
ماده 2
در موارديكه حكمي در قانون و يا اساسات كلي فقه حنفي شريعت اسلام موجود نباشد، محكمه مطابق به عرف عمومي حكم صادر مينمايد، مشروط بر اينكه عرف مناقص احكام قانون يا اساسات عدالت نباشد.

ماده 3
(1)آنچه به زمان ثابت مي گردد تا وقتيكه دليل مخالف آن موجود نشود، مدار اعتبار شناخته ميشود.
(2)الغاي حكم قانون جز توسط قانون بعديكه صراحتا بالغا يا تعديل آن حكم نمايد، صورت گرفته نميتواند.
مبحث دوم استعمال حق
ماده 4
شخصيكه به اكتساب حق قبل از موعدش مبادرت ورزد، بحرمان از آن محكوم مي گردد.
ماده 5
حالت اضطرار، موجب ابطال حق غير نمي گردد.
ماده 6
 ضرر توسط عمل بالمثل، از بين برده نمي شود.
ماده 7
 دفع مفاسد بر جلب منافع مقدم مي باشد.
ماده 8
جواز قانوني ضمان را نفي مي كند ، شخصي كه از حق خود در حدود قانون استفاده ميكند، مسئول خسارات ناشي از آن نمي باشد.


Tuesday, May 8, 2012

وقف


مقدمه:
وقف بهترين ومؤ ثر ترين وسيله تکافل اجتماعی که أن عبارت است مقدار مالی که فرد يا افراد به انتخاب خود از ما لکيت مجازی شان خارج می کنند وبه مالکيت حقيقی آن, يعنی خداوند پاک وبلند مرتبه, بر می گردانند تا مورد استفاده ی عموم مردم که جانشين خداوند در اموال او هستند قرار گيرد ومنافع آن در راه تامين نياز مندی های مردم وتحقق عدالت اجتماعی مصرف شود. نصوص قران کريم واحاديث نبوی بر اين مطلب تأکيد می کند اين نصوص شرعی در زمانه های گذشته انگيزۀمهمی بود تا مسلمانان صدقه دهند واموال خود را در راه های مختلف خير وبهبود وقف نمايند. در باره وقف آياتی مخصوص در قران کريم مذکور نيست ليکن آنچه کلا بر کردن کارهای خير وجود دارد دال بر اين کارها است. بعضی ازعلمای اسلام چند آيه مبارکه را در اين راه آورده اند از آن جمله آيه { وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [البقرة:177] به خويشاوندان ويتميان ودر ماندگان ووامنداگان در راه وگدايان دهد ودر راه آزاد سازی بردگان صرف کند, .نماز را بر پا دارد, وزکات را بپردازد وفاکنند گان به پيمان خود بوده هنگامی که پيمان بندند, ودر برابر فقر وبه هنگام نبرد, شکيبا يند اينان کسانی هستند که راست ميگويند وبه راستی پرهيزکاران اينانند".

Monday, May 7, 2012

جرایم و مجرمین سیاسی نویسنده : محمد خالد بهرامی,


جرایم و مجرمین سیاسی

نویسنده : محمد خالد بهرامی


بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

حرکت مجرمین سیاسى به منظور رسیدن به آرمانهاى بشردوستانه و رقم زدن آینده بهتر و روشنتر براى افراد جامعه خویش میباشد.
و وابستگى دوام جرایم سیاسى به دوام رژیم سیاسى حاکم وابسته بوده، چرا که با فروپاشى رژیم سیاسى حاکم، مجرمین سیاسى به قهرمانان و رهبران ملى تبدیل خواهند شد.
از این رو برخورد با مجرمین سیاسى نباید همانند برخورد با مجرمین عادى باشد و این نکته‏اى است که فقه جزایى اسلام از چهارده قرن پیش به آن توجه داشته است.

 واکنش جوامع و حکومتها در برابر مجرمین سیاسى تابع دیدگاه آنان نسبت‏به جرم سیاسى است. از این رو، در طول تاریخ، مجازات این قبیل مجرمین همراه تغییر نوع نگرش به جرم سیاسى، دستخوش تحول بوده است. و مفهوم جرم سیاسی در ازهان عمومی و تشخیص آن ازجرایم دیگر بدون آنکه تعریفی از آن شده باشد قابل درک بوده است ، مجرمین سیاسی در تراز وی قضاوت مردم با مجرمین عادی که تحت تاثیر انگیزه های فردی و اغراض پلید مرتکب جرم میشدند هیچ گاه برابر نبوده اند. امروزنیز مجرمین سیاسی که به سائقه میهن پرستی و دفاع از آرمانهای انسانی با نظامهای حکومتی مخالفت می ورزند و سر انجام خواهان استقرار حکومتی موافق رای و نظر خود هستند بر خلاف مجرمین عادی که مورد انزجار و نفرت عموم اند، و اقدامات انها معمولا برعلیه رژیم وحکومتی است، به نظر آنها رژیم حکومتی که به آ ن مبارزه می کنند بر خلا ف مصالح عمومی وملی است و فرم حکومتی که خودشان در نظر گرفته اند متضمن مصالح عمومی و عالیه اجتماعی است پس کوشش میکنند  تا رژیم را که به نظر ناپسند است واژگون نموده ورژیم ایدالی خود را جانشین آن سازد. بدهی است مجرمین که داعی آنها درارتکاب جرم این گونه احساسات عالیه است در افکارعمومی دارای حیثیت وشان خاص هستند.
اما باید دانست که تمامی مجرمان سیاسی با دواعی نیکو شرافتمندانه دست به ارتکاب جرم نمی زنند،تاریخ نشان میدهد که برخی ازآنان بنا به اغراض شخصی ،برای جمع مال ، ازنظرانتقام جویی با رژیم در می افتند واعصیان میکنند .
بناً جرایم ومجرمین سیاسی را در دو فصل ، فصل اول تحت عنوان جرایم سیاسی از نظر قوانین وضعی که در چهار مبحث ، مبحث اول معلومات عمومی در رابطه به جرایم سیاسی و مبحث دوم سیر تحول مجازاتهای مجرمین سیاسی و مبحث سوم جایگاه جرم سیاسی در طبقه بندی جرایم و مبحث چهارم اقسام جرم سیاسی ، و فصل دوم را تحت عنوان جرایم سیاسی از نظر اسلام که در سه مبحث ، مبحث اول جرم سیاسی تحت کدام شرایط وا قع میشود و مبحث دوم حقوق بغاة و مسولیت آن قبل وبعد ازشورش و مبحث سوم را در رابطه به مجازات مجرمین سیاسی در اسلام مورد برسی خواهد نمود.  على رغم تمامى نارساییهایى که دارد  امید است‏با نقد و نظر ارباب قلم کاستیهاى آن مرتفع گردد.



فصل اول

معلومات عمومی در رابطه به جرایم سیاسی

برای اولین بار در قانون مجازات عمومی  سال 1810 فرانسه ،طبقه بندی جرم به جرم عمومی و جرم سیاسی پزیرفته شد و تا اواسط قرن نوزدهم میلادی فرانسه به طور مدام دست خوش طغیان و انقلاب بود غالباً مجرمین سیاسی دیروز زمامدار امروز و زمام دار فردا مجرم سیاسی امروز بود به همین جهت افکار عمومی متوجه اعتدال نسبت به آنها گردیدند و مو جب این گردید که قوانین جزای مرافقت و اعتدال را نسبت به مجرمین سیاسی ملحوظ دارند، ولی بعد در تما م دنیا مجدا اجتماعی بر فردی اولویت یافت و خشونت و سختگیری ها در مورد مجرمین سیاسی رایج گردید این تحول در کشورهای مختلف اشکال متفاوت یافته است در مما لکی که قانونگذار نسبت به این گونه مسایل حساس است ملایمت حذف و خشونت جاگزین آن گردید ه است . ا ما در کشورهایکه که مقنن در مقابل تحولات حساس نیست دادگاها مجرم سیاسی را در معنای محدود تری قبول نموده اند و بسیاری از جرایم سیاسی را به عنوان جرم عمومی مورد برسی قرار می دهند.برا ی دا نستن بهتر این موضوع این فصل را در چهار مبحث جداگانه برسی خواهم نمود که مبحث اول تحت عنوان جرایم سیاسی ازنظر قوانین وضعی  و مبحث دوم آن سیرتحول مجازاتهای مجرمین سیاسی  و مبحث سوم جایگاه جرم سیاسی در طبقه بندی جرایم و مبحث چهارم را تحت عنوان اقسام جرایم سیاسی . 

Monday, April 23, 2012

حق و انواع آن

حقوق چیست؟
امروزه واژه «حقوق‏» استعمالات و كاربردهای متفاوتی دارد . این كاربردها و معانی گوناگون هرچند بی‏ارتباط با یكدیگر نیستند، ولی از برخی جهات از یكدیگر متمایزند:
1 . «حقوق‏» به معنای دست‏مزد و حق‏الزحمه: مثلا، گفته می‏شود: «حقوق كارمندان دولت‏» . منظور از آن دست‏مزدی است كه این افراد به طور ماهانه از دولت دریافت می‏كنند .
2 . حقوق عبارت است از: مجموعه قواعد و مقرراتی كه بر روابط افراد یك جامعه در زمان معین به كاربرده می‏شود . به دیگر سخن، حقوق مجموعه‏ای از بایدها و نبایدهایی است كه اعضای یك جامعه ملزم به رعایت آن هستند و دولت ضمانت اجرای آن را به عهده دارد; مانند:
 حقوق افغانستان، حقوق ایران، حقوق مصر و حقوق مصر . تقریبا همه جوامع انسانی از گذشته تاكنون به نوعی با این الزام‏های حقوقی همراه بوده‏اند .
3 . «حقوق‏» جمع كلمه «حق‏» ; بنابراین، «حقوق‏» به معنای امتیازات و ویژگی‏های هریك از افراد یك جامعه است كه گاه از آن به «حقوق فردی‏» تعبیر می‏شود; مانند: حق حیات، حق مالكیت، حق ابوت، حق بنوت و حق زوجیت .
در این حالت، واژه «حق‏» از نظر ادبی حالت جمعی داشته و از نظر معنا نیز جمع می‏باشد، در حالی كه «حقوق‏» در اصطلاح دوم، تنها از نظر ادبی و ظاهر دارای حالت جمعی است و از نظر مفهوم، دارای حالت «اسم جمع‏» می‏باشد .
4 . «حقوق‏» به معنای «علم حقوق‏» كه منظور از آن «دانش حقوق‏» است و در مقابل سایر علوم و دانش‏ها به كار می‏رود; مانند: علم روان‏شناسی و علم جامعه‏شناسی . در اسلام، در این معنا واژه «فقه‏» را به كار برده‏اند . كسی كه این دانش را دارد، او را «فقیه‏» می‏نامند .»


Tuesday, May 24, 2011

پاکستان ولې نه غواړي په افغانستان کې امن راشي؟؟؟؟؟

پاکستان په لاندې دلایلو نه غواړي ترڅو په افغانستان کې یو مقتدر حکومت منځ ته راشي:

لومړۍ: د افغانستان هیڅ حکومت هم د ډیورنډ کرښه په رسمیت نه ده پیژندلې او پښتونستان انګریزي ښکیلاک په زور سره له افغانستان څخه بېل کړی دی پاکستان ویره لري که چېرته په افغانستان کې یو مقتدر او توانا حکومت منځ ته ر اشي کېدای شي د پښتونستان موضوع را پورته کړي او دا کار د پاکستان لپاره د مرګ په مانا دی ځکه له یوې خوا هندوستان د پاکستان سر د کشمیر پر سر دښمني لري او له بلې خوا د افغانستان دښمني ورپه غاړه شي پاکستان به سختو ستونزو سره مخامخ شي او آن کیدای شي له منځه لاړ شي.


دوهم: افغانستان د پاکستاني توکو او تولیداتو لپاره ښه مارکېټ دی دلته په افغانستان کې په وارداتي توکو باندې کوم کنټرول نشته هر نوع بې کیفیته اموال په افغانستان کې پلورل کیدای شي او د پاکستاني جعل کاره کمپنیو لپاره یو طلایي چانس دی ،نو که چېرته په افغانستان کې یو مقتدر حکومت منځ ته راشي چې خپله اقتصادي پالیسی ولري پا کستان هغه د ځان په زیان بولي او فکر کوي چې دوی به دا مارکېټ له لاسه ورکړي نو په هر ممکنه وسیله هڅه کوي په افغانستان کې د ملي حکومت جرړې وباسي او په افغانستان باندې جنګ او بی ثباتي ور وتپي.

Wednesday, April 27, 2011

فرزند خوانده گی


فرزند خوانده گی

تبنی یا فرزند خواندگی در سیستم حقوقی اکثریت کشور های جهان وجود دارد ، تبنی آن است که یک شخص کودک نوزاد را که فرزند او نیست ، به فرزندی بگیرد . چنانچه فرزند خواندگی در ترمینولوژی حقوق چنین تعریف گردیده است : " فرزند خواندگی یک عمل حقوقی است که ، موجب پیدایش رابطه فرزندی صوری بین دو شخص می شود ، که یکی را فرزند خواه و دیگری را فرزند خوانده گویند و رابطه مزبور را فرزند خواندگی گویند . "[1]
فرزند خواندگی در صورتی که توسط قانون به رسمیت شناخته شده باشد نوع قرابت را ایجاد می کند ،که یک رابطه حقوقی مصنوعی است نه طبیعی . فرزند خواندگی در اسلام پذیرفته نشده ؛ زیرا اسلام آنعده حقوق را به رسمیت می شناسد و می پذیرد که ریشه طبیعی داشته باشد و با خلقت انسان همگام به وجود آمده باشد و از طرفی هم این نوع رابطه یک رابطه مصنوعی است زیرا این رابطه ناشی از قرابت نسبی و رضاع نبوده و هیچ اثر حقوقی از خود به جا نمی گذارد .
کشور هایی که اساس قوانین آنها را احکام دین مقدس اسلام تشکیل می دهد و بر مبنای آن استوار باشد فرزند خواندگی را به رسمیت نمی شناسد . چنانچه افغانستان یک کشور اسلامی است ، بنابر این قوانین افغانستان نیز آن را مشروعیت نمی دهد ، که ماده 228 قانون مدنی در این مورد چنین صراحت دارد :
" شخصی که نسب وی معلوم بوده و به صفت فرزند خوانده شود ، آثار ثبوت نسب از قبیل نفقه اجرت ، حضانت ، میراث ، حرمت مصاهره و حرمت ازدواج مطلقه بر آن مرتب نمی گردد . " [2]
نظر به ماده فوق دیده میشود که تبنی هیچ نوع آثار حقوقی را ایجاد نمی کند ، پس تبنی در کشور ما نیز مشروعیت ندارد .
اکنون نظری می اندازیم برسیر تاریخی تبنی ، و اینکه چگونه از بین رفته است :
فرزند خواندگی در دوران جاهلیت و قبل از اسلام در میان مردم عرب رواج داشت و اعراب مانند سایر ملت ها در آن زمان افراد بیگانه را به خانواده و نسب و طایفه خود ملحق می کردند و هر کس را که می خواستند از این طریق به فرزندی خود قبول می کردند . هرگاه شخصی تصمیم می گرفت که جوانی را به فرزندی خود قبول کند ، این مساله را به اطلاع مردم محل می رساند و پس از اعلام فرزند خواندگی ، آن جوان به صورت فرزند اصلی خانواده در میامد و از تمام حقوق و مزایای آن خانواده بر خوردار میشد و در کلیه خوبی ها و بدی ها و ضرر و زیان آن خانواده سهیم می گردید و از تمام حقوق آن خانواده بر خوردار میشد .

Tuesday, March 29, 2011

Brief information about Afghanistan

Afghanistan, (which literally means Land of the Afghan) is a mountainous land-locked country located in Central Asia. It has a history and culture that goes back over 5000 years. Throughout its long, splendid, and sometimes chaotic history, this area of the world has been known by various names. In ancient times, its inhabitants called the land Aryana. In the medieval era, it was called Khorasan, and in modern times, its people have decided to call it Afghanistan. The exact population of Afghanistan is unknown, however, it is estimated to be somewhere close to 32 million.

Wednesday, February 9, 2011

Legal Words



Abatement:
Reduction or rebate of an amount owed, usually by agreement with the person to whom the debt is owed. Debts or claims may be abated pro rata if there is not enough money to meet them all.

Ab initio:
(Latin) from the beginning.

Acceptance:
One of three requirements for a valid contract under common law (the other two being offer and consideration). A contract does not become legally binding until one party has made an offer and the other party indicates his readiness to accept the terms of the offer. Acceptance must be unconditionally communicated to the offeror while the offer is still open. Acceptance of an offer can, in certain circumstances, be implied by conduct.

Thursday, August 5, 2010

خشونت

خشونت فامیلی

معنی و مفهوم
خشونت به یک سلسله اعمال و رفتار مغایر با کرامت انسانی، گفته می شود که حریم انسانی طرف را شکسته وامنیت وآرامش روحی وجسمی را سلب نموده، واو رادچار، ترس وحشت واضطرا پریشانی ساخته به جسم وجان او آسیب می رساند . خشونت از انجام اعمال وحشیانه وضد انسانی خبر می دهد که کرامت انسانی ، آزادی ، اختیار، شخصیت وحیثیت انسانی قربانی را چه از حیث فیزیکی وچه از نقطه نظر روانی ، جریحه دار می نماید . اگر این اعمال وحشیانه وضد انسانی ، در محیط خانوداه ویادر رابطه با خانواده از طرف محیط اجتماعی وسیاسی تحمیل گردد ، به آن، خشونت فامیلی گفته می شود . خشونت فامیلی ، خشونتی است که از ناحیه شوهر واقربای زن ، خانواده و یا محیط اجتماعی- سیاسی براو روا داشته می شود . لازم نیست خشونت فامیلی اعمال وحشیانه وبسیار خطرناک باشد، بلکه مطلق نقض حقوق اولیه وانسانی زن ونا دیده گرفتن وزیر پاکردن آنها، خشونت فامیلی به حساب می آید و متسفانه بسیاری از مردان و یا احیاناً ، زنان مرتکب خشونت فامیلی می شوند بدون آنکه خودشان عقیده به ارتکاب خشونت داشته باشند چون تصویر روشنی از خشونت فامیلی ندارند و مصادیق و موارد آن را خوب نمیشناسند .

Sunday, July 11, 2010

نظریه گاندی

گاندی هفت مورد را بدون داشتن هفت مورد دیگر خطرناک می دانست:
1. ثروت، بدون زحمت
2. لذت، بدون وجدان
3. دانش، بدون شخصیت
4. تجارت، بدون اخلاق
5. علم، بدون انسانیت
6. عبادت، بدون ایثار
7. سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نواسه اش داد.
اعتقاد بر این است که وی این موارد را در جستچوی خود برای یافتن ریشه خشونت شناسایی کرد.
در نظر گرفتن این موارد، بهترین راه جلوگیری از بروز خشونت در یک فرد و یا جامعه است. خشونت که آنرا خشونت پنهان مینا مند.

Sunday, November 22, 2009

Sarepul one of the 34th province of Afghanistan by: Bahrami


Sare pul
One of the 34th province of Afghanistan that is located in North of Afghanistan Its capital is the city of sarepul, this province is bordered with following provinces, Jawzjan ,Balkh,faryab,ghor,bamyan,samangan, and it had six district as fallow Balkhab, Sanchrak, Gosfandi, Sayad, Kohistanat, Sozma qale.
The people of Sare pul province are from different tribes such a Pashton , Tajik , Uzbek, Hazar, Arabs the pashtons are in the center of the province , Tajik most of them are in Sancharak district and kohistanat , in Balkhab district most of the hazara people live , and remain or Uzbeks.
Sarepul is a beautiful province with it fantastic views, the sarepul river which divide the province into two part, and through to Jawz Jan province, Sare pul is an ancient province that had allot of artifacts such a tumble of Hazrat Emam khord and Hazrat Emam kalan, and many more.

Sunday, November 8, 2009

The definition of law by: Khalid bahrami


The definition of law
First of all we divide law in to two parts one is law and the other one is right, first of all we have to know the different between these two.
Law: Laws are rules made by the government that tell people in a society how they should act. While every society has some type of law, it can take many different forms depending on the given society. Stable societies depend on government officials to enforce the laws and the citizens to obey them.
Right: is privilege and authority that is given by law.
Laws and Values Laws generally reflect people's ideas about right and wrong. However, not everything that is immoral is illegal. Laws often change over time as a society's values change. One goal of the law in democratic societies is to respect the majority's wants while protecting the rights of those who have less of a voice in the system.
Human Rights: Human rights are the rights that belong to people simply because they are human beings. Most countries have agreed to recognize and respect human rights by signing the Universal Declaration of Rights. The United Nations has developed a system of international treaties that protects specific human rights. Many countries also create laws aimed at protecting human rights. Our Constitution, Bill of Rights, and other state and federal laws are all influenced by a desire to protect human rights.

Saturday, October 17, 2009

The last moments of president Sardar Dwood Khan Life:(Translated and Edited by: Mohammad Khalid Bahrami)


The last moments of president Sardar Dwood Khan Life
Seventh of SAWER 7:00Am
The president has come to his second floor saloon, and he is waiting for someone, three hours already he woke up.
7:10Am
One care comes in speed and the door is opened, one person comes out from the door.
7:15Am
The guards know the guest and let him to come, he was Mr. Abdull Qadir the minister of interior, he seated in front of the president he was taking and the president was listening to him. The main thought was about the leader of Democratic Party, because of that he made a big demonstration against the exits government.
7:30Am
The minister has gone a way back after hearing the report to the president.
8:15Am
The president asks for the tea, he ate the tea and gets dress for going to work.
9:10Am

Thursday, October 15, 2009

جرم و عوامل آن؟

جرم و عوامل آن

دورکیم جامعه شناس فرانسوی می گوید: «هر عملی که در خور مجازات باشد، جرم است». یعنی هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب می شود.
به نظر دورکیم، «ما کاری را به خاطر «جرم» بودن محکوم نمی کنیم بلکه از آن جایی که آن را محکوم می کنیم جرم تلقی می شود.»
از نظر حقوقی نیز «جرم عملی است که بر خلاف یکی از موارد قانون مجازات عمومی هر کشور باشد و مجرم کسی است که در زمان معینی عمل او بر خلاف قانون رسمی کشور باشد.» (صناعی، ۱۳۴۱)
برای بررسی بهتر موضوع، پدیده جرم را از چند رویکرد تعریف می کنیم.
● رویکرد قانونی و حقوقی
«جرم یک عمل عمدی و ارادی بر علیه قانون است که غیر قابل حمایت و بخشودن بوده، مجرم باید دستگیر شود و به وسیله دولت مجازات گردد.» (تاپن، ۱۹۴۷)

Sunday, October 11, 2009

Ahmad Shah Durrani


Ahmad Shāh Durrānī (c.1723-1773) (احمد شاه دراني), also known as Ahmad Shāh Abdālī (احمد شاه ابدالي) and born as Ahmad Khān Abdālī, was the founder of the Durrani Empire and is regarded by many to be the founder of modern Afghanistan.

After the assassination of Nader Shah Afshar, he became the Amir of Khorasan, and later became the founder and ruler of his own Empire. Rallying Pashtun tribes and allies, he pushed east towards the Punjab in Mughal India and west towards the disintegrating Afsharid Empire.

The Pashtuns of Afghanistan often call him Bābā ("father").



Thursday, October 8, 2009

Full information about Kabul

Kabul



Kabul (Pashto/Persian: کابل Kābul; IPA: [kɑːˈbol][2]; archaic Caubul), is the capital and largest city of Afghanistan, with a population of over 2.5 million, and is located in the province of Greater Kabul. The exact number cannot be determined but the total provincial population of Kabul is anywhere between 3.5 to almost 5 million people.

It is an economic and cultural centre, situated 5,900 feet (1,800 m) above sea level in a narrow valley, wedged between the Hindu Kush mountains along the Kabul River. The city is linked with Ghazni, Kandahar, Herat and Mazar-e Sharif via a circular highway that stretches across the country. It is also the start of the main road to Jalalabad and, further on, Peshawar, Pakistan.

Childern and their rights in Afghanistan


Children Rights and their situation in Afghanistan


Children are the most weak group among other groups in Afghanistan. They are facing many problems such as lack of access to proper education, forced labor, abuse, trafficking, smuggling and other kinds of hazards and problems.

The Afghanistan Constitution states in article 43 that“Education is the right of all citizens of Afghanistan and should be provided up to bachelor level, free of charge by the state institutions.” Article 49 of the Constitution also states that “Imposing forced labour is prohibited”. The New Labour Code of Afghanistan states that minimum age for employment in light occupation is completion of 14 and the minimum age of 18 years for admission to hazardous occupations and work.

Wednesday, September 30, 2009

paghaman

ولسوالی پغمان یکی از ولسوالی‌های استان کابل در افغانستان است. فاصله پغمان از مرکز شهر یعنی چاراهی پشتونستان ۲۵ کیلومتر است. در باختر کابل واقع شده و دارای دو دره تفریحی و مشهور به نامهای دره بغمان و دره پشه‌یی است.

دره بغمان در میان خود دو دره کوچک دارد. نام یکی از آنها دره خوشک و دیگری دره چب است. دریا کابل از همین دره بغمان سر چشمه می‌گیرد که در کتاب‌ها بنام دره‌انی پغمان ذکر شده است. در مرکز پغمان به فاصله ۳ کیلومتر دورتر یک تپه قرار دارد که از آن تپه به نام تپه پغمان یاد می‌شود و یک جای تفریگاه است.

Tuesday, September 29, 2009



وقتی از تی دل خوشحالی،بگذار تا چهره ات این شادمانی را نشان دهد.